تبليغاتX
سقای معرفت
السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلام  
در قبر گفت: السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلام

جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ عبدالله مبلغي آباداني نقل كردند:

در سال 1355 شمسي، يكي از وعاظ شهر يزد، به نام شيخ ذاكري، به بندرعباس مي‌آيد و از آنجا جهت تبليغ به دهكدة سياهو، در اطراف اين شهر، عازم مي‌گردد و در روز 9 محرم الحرام در اثر سكته قلبي درمي‌گذرد. جنازة آن مرحوم را به بندرعباس منتقل مي‌كنند و در جوار يكي از امامزاده‌ها به خاك مي‌سپارند.

اينكه بقيه ماجرا را از زبان حضرت حجه الاسلام و المسلمين آقاي مبلغي بشنويد:

ايشان مي‌گويد:

من موقع تلقين خواندن، قسمت دست راست مرحوم ذاكري را تكان مي‌دادم كه ناگاه چشم خود را باز كرد و با صداي بلند، به گونه‌اي كه همه شنيدند گفت: السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلام! و سپس بست.

همزمان با اين حادثه شگفت، بوي عطر خوشي به مشام من و حضار رسيد كه بر اثر آن افراد حاضر شروع به صلوات بر پيامبر و خاندان معصوم وي سلام الله عليهم اجمعين نمودند. اين بود مشاهدات اين جانب كه خود در حال تلقين ميت ، ناظر آن بودم.

آنقدر نرفتيم، كه مرداب شديم                     همرنگ سكوت، محو مهتاب شديم

هر بار نشستيم و، مروت كرديم                    از شرم لبان تشنه‌ات، آب شديم!(1)

 

|+|
نوشته شده توسط غلام عباس در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 1:4 قبل از ظهر
..خدایا شکرت.. 


روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند.
مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟
فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم.
مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم.
مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است.
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده،
فقط کافي است بگويند:

"خدايا شکر"

 

|+|
نوشته شده توسط غلام عباس در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 5:50 بعد از ظهر
دلتنگی 
بسم الله

بعد از یک مدت طولانی  که سعادت نداشتم این وبلاگ رو بروز کنم امرو یه شعر می خوام بگذارم که یکی از دوستان به نام علی آقا نوشته بودن شعر قشنگیه حتما بخونیدش...

حب الحسين رشته تحصيلي شماست

دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست

در مبحث حسين شناسي موفقيد

موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست

تا روز محشر مدركتان را نميدهند

برگ قبولي همه در پوشه خداست

پايين كارنامه هر شخص نوشته اند

اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست

محشر كنار درب جنان داد ميزنيد

مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟

تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم

جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست

ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند

آقايتان حسين همان مرد سر جداست

محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد

آنجا خدا به خير كند محشري به پاست

نه كه سينه بزنيد بشين بهشتي

تو بهشت بازم حسينيه ميسازيد

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط غلام عباس در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 4:48 بعد از ظهر
شهادت امام علی (ع) تسلیت باد  
  

|+|
نوشته شده توسط غلام عباس در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 6:5 بعد از ظهر
کربلا به روایت فلش 
  

|+|
نوشته شده توسط غلام عباس در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 7:21 بعد از ظهر